خرید پابند خطاهای خط کشی شده و میلیاردی

ژوزه در مصر کولاک می کند و در پرسپولیس ره گم کرده ای گیج و منگ به نظر می رسدخطاهای خط کشی شده و میلیاردی پرسپولیسبه گزارش خبر آنلاین ، دوباره همان قصه تکراری. مانوئل ژوزه به همان نقطه ای رسید که انتظارش را می کشیدیم. ترک باشگاه بدون برجای گذاشتن دستاوردی در خور یک اشاره. رها کردن تیم جایی در نیمه پایینی جدول. رفتن از ایران با برجای گذاشتن هزینه گزاف دیگری بر دوش مردمی که خیال می کردند فوتبال طراواتی به روزگارشان می بخشد. ژوزه طی چهار سال اخیر نهمین مربی جابجا شده روی آن نیمکت به شمار می رفت. جایی کنار مصطفی دنیزلی، افشین قطبی، نلو وینگادا، زلاتکو کرانچایر، علی دایی، حمید استیلی، دوباره مصطفی دنیزلی و ژوزه مانوئل به علاوه حضور کوتاه مدت عاشوری.آخرین مهره فرنگی ۱۳۹۱ سریال آمدن و رفتن های مربیان پرسپولیس. با به رخ کشیدن الگوی مدیریتی ریخت و پاش وار به عنوان برجسته ترین ویژگی فوتبال ایران. یک دهه پیش در سال ۱۹۸۲ بود که وینگو بگوویچ کروات به ایران آمد و یک سال روی نیمکت پرسپولیس نشست. پس از او راینر زوبل آلمانی رکورد نه ماه را ثبت کرد و سپس آری هان هلندی رکورد ۱۷۸ روز را (که می گفتند بیش از سه ماهش را خارج از ایران سپری کرد). در حالی که پرسپولیس از سال ۱۳۵۰ که آلن راجرز انگلیسی رهبری اش را به عنوان کلیدی ترین مربی این باشگاه در دست گرفت تا زمان انقلاب فقط پنج مربی دیگر روی نیمکتش دیده بود: همایون بهزادی، بیوک وطنخواه، ایوان کونوف، منصور امیر آصفی و محراب شاهرخی.ریخت و پاش های دلاری و ریالی پرسپولیس این عصر تحت لوای پرطرفدارترین باشگاه ایرانی بازتابنده چالش های فوتبال ایران هم هست. آمدن و رفتن هایی بدون گذاشتن خشتی بر خشت یا در ساده ترین شکلش بدون خوش کردن دل طرفداران به یکی دو پیروزی. این که مربیان فرنگی و وطنی نمی توانند در پرسپولیس موفق شوند ما را به خود باشگاه (این فوتبال) برمی گرداند تا مردانی که آمده و رفته اند. مصطفی دنیزلی در لیگ ترکیه معرکه است ولی در پرسپولیس رکورد شکست بر جای می گذارد (۱۲ پیروزی، ۱۳ شکست و ۱۴ تساوی). ژوزه در مصر کولاک می کند و در پرسپولیس ره گم کرده ای گیج و منگ به نظر می رسد. دیگر سهم خواهی قدیمی های باشگاه هم که روزگاری در دهه شصت و هفتاد تا حدی جواب می داد کارساز نیست.طرفداران علی پروین او را به عنوان شمایلی از تاریخ باشگاه شان می نگرند تا مردی که تیم های سرگیجه گرفته را سامان می بخشید. محمود خوردبین بخشی از گذشته پرسپولیس شده تا مردی که آرامش را به تیم بازمی گرداند. همه می دانند آنها همین اطراف پرسه می زنند تا مدیران از تیررس شلیک ها در امان بمانند (مایه تاسف است که بزرگان فوتبال ایران حاضر به بازی در نقش مترسک می شوند). عاشوری و عبدی و عابدزاده آمده و رفته اند. رضا وطنخواه، ابراهیم آشتیانی و جعفر کاشانی از قدیمی های موسپید کرده و افشین پیروانی و حمید استیلی از نسل یک دهه اخیر دور یک میز می نشینند. می نشینند و بیشتر نق می زنند تا آن که گرهی از کلاف کور باشگاه بازکنند (این که ژوزه کارنامه ناموفقی داشته نیازی به گرفتن وقت این بزرگواران نداشت. داشت؟) . حقیقت این است لشگرکشی مشاوران و کارشناسان و پیش کسوت ها معمولا بحران زا است تا حل کننده دشواری ها.پرسش ها تکرار می شوند و تکرار. این که برنامه ریزی چه شد؟ سازمان دهی را می شناسید؟ از هدایت و سرپرستی چه خبر؟ کنترل به کجا رسید؟ چقدر به مربیانی که آمدند و رفتند پرداختیم؟ همان هایی که بازیکنان بی مصرفی را بر تیم تحمیل کردند. سهم پرطرفدارترین تیم های این مرز و بوم از کاسه ملت چقدر است و تا کجا؟ چرا همان هایی که با تکیه به آنها سهم خواهی می کنیم – یعنی مردم – بزرگ ترین منتقدان این قاب ریخت و پاش گونه هستند و دل شان بهم خورده از این فوتبال؟دیگر در فوتبال افسار گسیخته کنونی ایران بازگشت به الفبا هم کارساز نیست. به این که مدیریت، عزل و نصب نیست، بلکه یک فرایند است. این که مدیریت بر فعالیت های هدفمند متمرکز می شود. این که آن چه در باشگاه های مان می بینم حتی مدیریت اقتضایی هم نیستند. مدیریت اقتضایی هم وضعیت موجود را در نظر می گیرد و هم الگوهای رفتاری سازمان را زیر ذره بین برده و خروجی هایش را حلاجی می کند. مدیریت کنونی فوتبال ایران شده “مدیریت سعی و خطا”. سعی و سعی. خطا و خط و خطا. خطاهای میلیاردی. خطاهای از پیش تعیین شده.خطاهای خط کشی شده. آن هم در شرایطی که با بزرگترین چالش های اقتصادی عصر خود دست و پنجه نرم می کنیم. به هر حال وقتش رسیده بپرسیم این فوتبال کی می خواهد همراه مردم شود؟ کی می خواهد دست از ریخت و پاش برداشته و مرهمی بر دل ها بگذارد؟

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در خرید